وانا

🌐 و من

این یکی کاملاً روشن است و همان وأنا یعنی «و من» است. «أنا» ضمیر منفصلِ اول‌شخص مفرد در عربی است و معنی «من» می‌دهد. وقتی «و» به آن افزوده شود، معنی «و من» پیدا می‌کند. این ترکیب در فارسی برای آغاز ادامه‌ی سخن یا پیوستنِ گوینده به یک فهرست، بسیار طبیعی ترجمه می‌شود.

جمله سازی با وانا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 احاول وانا أتعلم أن أكرر الكلمات الجديدة يوميًا.

همانطور که یاد می‌گیرم، سعی می‌کنم کلمات جدید را روزانه تکرار کنم.

💡 خرجتُ من البيتِ وانا أسمعُ صوتَ المطرِ على النافذة.

در حالی که صدای باران را از پنجره می‌شنیدم، از خانه بیرون رفتم.

💡 في القطار، الذي وانا أفعله غالبًا هو قراءةُ كتابٍ قصير.

در قطار، کاری که اغلب انجام می‌دهم خواندن یک کتاب کوتاه است.

💡 اتامل وانا أستمعُ إلى الموسيقى، فأشعرُ أنَّ التعبَ يغادرُني شيئاً فشيئاً.

هنگام گوش دادن به موسیقی، به فکر فرو می‌روم و احساس می‌کنم که خستگی کم‌کم از تنم بیرون می‌رود.

💡 احاول وانا أعمل أن أستفيد من كل دقيقة متاحة.

وقتی کار می‌کنم، سعی می‌کنم از هر دقیقه‌ی موجود نهایت استفاده را ببرم.

💡 أنا ذاهبٌ إلى السوقِ وانا أفكرُ في شراءِ بعضِ الحاجات.

دارم میرم بازار و دارم فکر میکنم یه سری چیزا بخرم.

💡 وانا كنت اخوض‬ ‫في هذه االوحال واالوساخ وال أبالي بما يتكوم من شوائب تعلق بي‪

و من در میان این گل و لای و کثافت دست و پا می‌زدم، بی‌آنکه به ناپاکی‌هایی که جمع شده و به من چسبیده بودند، اهمیتی بدهم.

💡 بدأتُ المشروعَ وانا أعرفُ أنَّ الطريقَ لن يكونَ سهلًا.

من این پروژه را با علم به اینکه مسیر آسان نخواهد بود، شروع کردم.

💡 قال لي صديقي إن الذي وانا أشعر به الآن طبيعيٌّ بعد هذا التعب.

دوستم به من گفت که احساسی که الان دارم بعد از این خستگی طبیعی است.

💡 خرجتُ من البيتِ وانا أسمعُ صوتَ المطرِ في الخارجِ.

از خانه بیرون رفتم و صدای باران را از بیرون می‌شنیدم.

💡 اتامل وانا أسيرُ في الحديقةِ الواسعةِ، فأفكرُ في خططي القادمةِ بهدوءٍ ووضوحٍ.

در حالی که در باغ وسیع قدم می‌زنم، به اطراف خیره می‌شوم و با آرامش و روشنی به برنامه‌های آینده‌ام فکر می‌کنم.

💡 ‬وانا الوحيد الشاهد‬ ‫على حماوتها والسامع لقعقعة اشتباكها‪.

و من تنها کسی بودم که شاهد شدت آن بودم و صدای برخوردش را شنیدم.

💡 تحدثَ المديرُ وانا أدوّنُ الملاحظاتِ في الدفترِ بسرعة.

مدیر صحبت کرد در حالی که من به سرعت در دفترچه یادداشت می‌کردم.

💡 أنا أعملُ كثيرًا وانا أحاولُ أنْ أجدَ وقتًا للراحةِ.

من زیاد کار می‌کنم و سعی می‌کنم زمانی برای استراحت پیدا کنم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران