والغيظ

🌐 و خشم

«غیظ» به معنای «خشم فروخورده، کینه، ناراحتیِ شدید درونی» است. این واژه معمولاً به حالتی گفته می‌شود که انسان از درون برانگیخته و آزرده شده اما هنوز آن خشم را بروز نداده است. پس «والغيظ» یعنی «و خشم فروخورده / آزردگی شدید».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و کینه

📌 و خشم

جمله سازی با والغيظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نصحته أمه أن يكتم والغيظ وأن يردّ بهدوءٍ وحكمة.

مادرش به او توصیه کرد که خشم خود را فرو بخورد و با آرامش و خردمندی پاسخ دهد.

💡 اشتد والغيظ في قلبه بعد أن سمع الكلام الجارح.

خشم او پس از شنیدن سخنان دردناک شدت گرفت.

💡 حاول الموظف إخفاء والغيظ عندما انتقده المدير أمام الجميع.

کارمند وقتی مدیر جلوی همه از او انتقاد کرد، سعی کرد عصبانیتش را پنهان کند.

💡 ما نراه هنا الآن هي الغيرة الحسد والغيظ لرجل يعيش في ظل إنجازات والده

آنچه اکنون اینجا می‌بینیم حسادت، رشک و کینه‌ی مردی است که در سایه‌ی دستاوردهای پدرش زندگی می‌کند.

💡 في الشخصية السهلة، لا يوجد تقريباً أي نشاط في مركز الغضب والغيظ في القشرة الدماغية

در یک شخصیت آسان‌گیر، تقریباً هیچ فعالیتی در مرکز خشم و غضب قشر مغز وجود ندارد.

💡 الحسد والغيظ لرجل يعيش في ظل إنجازات والده.

حسادت و کینه برای مردی که در سایه دستاوردهای پدرش زندگی می‌کند.

کلمات مرتبط