اسحق
🌐 اسحاق
دیکشنری عربی به فارسی
📌 اسحاق
📌 سر و صدا
📌 ایساک
📌 له کردن
جمله سازی با اسحق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فادخلها اسحق الى خباء سارة امه واخذ رفقة فصارت له زوجة واحبّها. فتعزّى اسحق بعد موت امه
پس اسحاق او را به خیمه مادرش سارا آورد و ربکا را به همسری خود گرفت و او را دوست داشت. و اسحاق پس از مرگ مادرش تسلی یافت.
💡 لعب اسحق شامير على نحو خاص دوراً في تخطيط عملية الاغتيال.
اسحاق شامیر نقش ویژهای در برنامهریزی این ترور داشت.
💡 وكانت تتألف بشكل رئيسي من أفراد من عشيرة اسحق التي كانت تعيش في الشمال الغربي أساساً وكان نظام بري يضطهدها.
این گروه عمدتاً از اعضای طایفه اسحاق تشکیل شده بود که عمدتاً در شمال غربی زندگی میکردند و توسط رژیم بری مورد آزار و اذیت قرار میگرفتند.
💡 طلب الطبيب من المريض أن اسحق الحبةَ الدوائية إذا لزم الأمر.
پزشک از بیمار خواست در صورت لزوم قرص را خرد کند.
💡 في المطبخ، يمكن أن اسحق التوابل بالمدقّ للحصول على نكهة أقوى.
در آشپزخانه، میتوانم ادویهها را با هاون و دسته هاون خرد کنم تا طعم قویتری داشته باشند.
💡 وهذا يعطي المستخدم القدرة على توسيع أو اسحق الشبكة استنادا إلى مجموعة قيمة النسبة المئوية.
این به کاربر این امکان را میدهد که شبکه را بر اساس مجموعهای از مقادیر درصد، گسترش یا کوچک کند.