والدليل

🌐 و شواهد

«والدليل» به معنای دلیل، برهان، نشانه، راهنما یا راه بلد است. این واژه هم می‌تواند به معنای استدلال و مدرک باشد و هم به کسی یا چیزی که راه را نشان می‌دهد. در فارسی «دلیل»، «نشانه» یا «راهنما» از معادل‌های آن است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شواهد

📌 و راهنما

📌 همانطور که مشهود است

📌 و دایرکتوری

📌 این ثابت شده است

جمله سازی با والدليل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫فابتسم وليد وقال ‪ :‬طبعا والدليل إنى اختارتك‪.

ولید لبخندی زد و گفت: البته، و گواهش این است که من تو را انتخاب کردم.

💡 النقطة المركزية والدليل هما مفهومان مهمان مرتبطان بكل مخروط.

نقطه مرکزی و شاخص دو مفهوم مهم مرتبط با هر مخروط هستند.

💡 طلبنا من المرشد والدليل إلى المتحف القريب من الساحة الرئيسية.

از راهنما خواستیم ما را به موزه نزدیک میدان اصلی ببرد.

💡 ناقش الأستاذ بهذا الصلة ذات الاخری الفرق بين الرأي الشخصي والدليل العلمي.

استاد در همین زمینه تفاوت بین نظر شخصی و شواهد علمی را مورد بحث قرار داد.

💡 كان والدليل واضحًا في التقرير، لذلك اقتنع المدير بضرورة تغيير الخطة.

شواهد در گزارش واضح بود، بنابراین مدیر متقاعد شد که طرح باید تغییر کند.

💡 وجود والدليل العلمي يساعد الباحثين على اتخاذ قرارات صحيحة في الدراسة.

وجود شواهد علمی به محققان کمک می‌کند تا در مطالعه تصمیمات درستی بگیرند.

کلمات مرتبط