استمرار

🌐 ادامه

یعنی ادامه‌داشتن، تداوم، دوام و برقرار ماندن یک حالت یا عمل در طول زمان. این واژه بیشتر اسم است و در فارسی بسیار در عبارت‌هایی مثل «استمرار کار»، «استمرار زندگی» یا «استمرار رابطه» به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 ادامه دارد

📌 ادامه

📌 پشتکار

📌 هنوز

📌 ثابت

📌 پایدار

📌 تداوم

📌 بقا

جمله سازی با استمرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أخبرني المدير أن الأمور حصلت بما يضمن استمرار العمل دون توقف.

مدیر به من گفت که کارها به گونه‌ای انجام می‌شود که ادامه کار بدون وقفه تضمین شود.

💡 يعتمد استمرار المشروع على تعاون جميع أفراد الفريق بشكل منظم.

ادامه پروژه منوط به همکاری سازمان یافته همه اعضای تیم است.

💡 ساعد استمرار الدعم الحكومي في تحسين الخدمات الأساسية للمواطنين.

حمایت مداوم دولت به بهبود خدمات اساسی برای شهروندان کمک کرده است.

💡 قبلتُ الاعتذار لا لأَنِّي نسيتُ ما حدث، ولكن لأنني لا أحب استمرار الخلاف.

من عذرخواهی را پذیرفتم نه به این خاطر که فراموش کرده بودم چه اتفاقی افتاده، بلکه به این دلیل که دوست ندارم این درگیری ادامه پیدا کند.

💡 استخدم المتحدث وتابع داخل حديثه للدلالة على استمرار الفكرة من الجملة السابقة.

گوینده در سخنرانی خود از فعل «و ادامه داد» برای نشان دادن ادامه‌ی ایده‌ی جمله‌ی قبلی استفاده کرد.

💡 يؤدي استمرار الضجيج إلى صعوبة التركيز أثناء الدراسة في البيت.

سر و صدای مداوم، تمرکز را هنگام مطالعه در خانه دشوار می‌کند.

💡 قالت المعلمة إن النتائج ستا تظهر بوضوح مع استمرار التدريب اليومي.

معلم گفت که با ادامه آموزش روزانه، نتایج آشکارتر خواهد شد.

💡 ولسوف يتحسن الوضعُ تدريجيًا مع استمرار الإصلاحات.

با ادامه اصلاحات، اوضاع به تدریج بهبود خواهد یافت.

💡 احترام کرامته كان سببًا في استمرار علاقته الطيبة مع زملائه.

رعایت شأن و منزلت او دلیل تداوم رابطه خوبش با همکارانش بود.

💡 وجاءتهم الشحنة المطلوبة في الموعد المحدد، مما سهّل استمرار العمل دون تأخير.

محموله درخواستی به موقع رسید که ادامه کار را بدون تأخیر تسهیل کرد.

💡 الطبيب یری وکان التحسن موجودًا، لكنه يطلب استمرار الدواء حتى يكتمل الشفاء.

پزشک بهبود را مشاهده کرد، اما درخواست کرد که دارو تا زمان بهبودی کامل ادامه یابد.

کلمات مرتبط