هناک

🌐 آنجا

یعنی «آنجا» یا «در آنجا». این واژه برای اشاره به مکانی دورتر از گوینده به‌کار می‌رود، در مقابلِ «هنا» که یعنی «اینجا».

جمله سازی با هناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واجهَ المزارعُ ثورًا جامحًا هاجَ فجأةً في الحقلِ وأربكَ العاملينَ هناك.

کشاورز با گاو نر وحشی مواجه شد که ناگهان در مزرعه از کوره در رفت و کارگران آنجا را گیج کرد.

💡 كان شخص هناک يراقب المدخل بصمت، ثم غادر المكان قبل أن يلاحظه أحد.

کسی آنجا بود، در سکوت ورودی را تماشا می‌کرد، سپس قبل از اینکه کسی متوجه شود، آنجا را ترک کرد.

💡 لم يكن هناك مانع من بدءِ الاجتماعِ في الموعدِ المحدد.

هیچ مانعی برای شروع جلسه طبق برنامه وجود نداشت.

💡 هناك مفاجأة صغيرة بداخلها ستعجبك كثيرًا.

یه سورپرایز کوچولو هم داخلش هست که خیلی خوشت میاد.

💡 قبل الانطلاق، نحتاج أن نعرف: هل هناک تحويل في الطريق أم الطريق مباشر؟

قبل از حرکت، باید بدانیم: آیا در مسیر، مسیر انحرافی وجود دارد یا جاده مستقیم است؟

💡 في الفوضى الصباحية، ترك الطالب أوراقه على الطاولة إیل ونسيها هناك.

در شلوغی صبحگاهی، دانش‌آموز برگه‌هایش را روی میز گذاشت و آنها را همانجا فراموش کرد.

💡 هل هناک تحويل في الطريق؟ لا أريد أن أتأخر عن الموعد.

آیا مسیر انحرافی در راه است؟ نمی‌خواهم دیر به قرار ملاقات برسم.

💡 زارَ اهلنا القريةَ في العطلةِ الصيفيةِ واستمتعوا بالجوِّ الهادئِ هناك.

خانواده ما در طول تعطیلات تابستانی از روستا بازدید کردند و از فضای آرام آنجا لذت بردند.

💡 سأل السائق: هل هناک تحويل في الطريق بسبب أعمال الصيانة؟

راننده پرسید: آیا به دلیل کارهای تعمیر و نگهداری، مسیر انحرافی در جاده وجود دارد؟

💡 دارَ كالم هناک بين المسافرين نقاشٌ هادئ حول أفضل طريق للوصول إلى المطار.

آنجا، بحث آرامی بین مسافران در مورد بهترین راه رسیدن به فرودگاه در گرفت.

💡 رأيتُ اي هناک طفلًا يلعب قرب النهر مع أصدقائه.

کودکی را دیدم که در آنجا با دوستانش نزدیک رودخانه بازی می‌کرد.

💡 ذهبَتِ الأسرةُ إلی مکة في الإجازةِ لزيارةِ بيتِ اللهِ الحرامِ والصلاةِ هناك.

خانواده در ایام تعطیلات به مکه رفتند تا بیت الله الحرام را زیارت کنند و در آنجا نماز بخوانند.

💡 كان الحديث كالم هناک عن مشروع جديد سيغيّر شكل الحي خلال الأشهر القادمة.

صحبت از پروژه جدیدی بود که قرار بود در ماه‌های آینده چهره محله را تغییر دهد.

💡 وقفتُ هناك، لكن لم يكن أحد هناک في تلك الساعة المتأخرة.

من آنجا ایستاده بودم، اما در آن ساعت دیروقت کسی آنجا نبود.

💡 ليس هناك إلی حاجة في هذا الوقت للتأجيل.

فعلاً نیازی به تعویق انداختن نیست.

💡 أريد أن أعرف أن يمكن السفرُ إلى هناك بالحافلة أو لا.

می‌خواستم بدونم که آیا میشه با اتوبوس به اونجا رفت یا نه؟

💡 رأينا شخص هناک يقف قرب الشجرة الكبيرة، وكأنه ينتظر وصول سيارة أو صديق.

ما شخصی را دیدیم که نزدیک درخت بزرگ ایستاده بود، انگار منتظر رسیدن ماشین یا دوستش بود.

💡 حضرَ المديرُ إلى السياراتِ ناديِ ليشاهدَ النماذجَ الجديدةَ المعروضةَ هناك.

مدیر به باشگاه اتومبیل رفت تا مدل‌های جدیدی را که در آنجا به نمایش گذاشته شده بود، ببیند.

💡 سافرتُ إلی معها إلى المدينةِ القديمةِ لزيارةِ المعالمِ التاريخيةِ الجميلةِ هناك.

من با او به شهر قدیمی سفر کردم تا از بناهای تاریخی زیبای آنجا دیدن کنم.

💡 بنوا مدرسةً جديدةً في الحي لتخدمَ الأطفالَ القاطنين هناك.

آنها مدرسه جدیدی در محله ساختند تا به کودکانی که در آنجا زندگی می‌کردند، خدمت‌رسانی کنند.

💡 سافرتُ إلى ألبانيا في الصيف، وزرتُ مدناً ساحليةً جميلةً هناك.

من در تابستان به آلبانی سفر کردم و از شهرهای ساحلی زیبای آنجا دیدن کردم.

💡 وقفنا اي هناک أمام البوابة ننتظر وصول الحافلة.

ما همانجا جلوی دروازه ایستاده بودیم و منتظر رسیدن اتوبوس بودیم.

کلمات مرتبط