هرش
🌐 خراش
این واژه میتواند به معنای «خشکخشک صدا کردن، خشخش ایجاد کردن، یا با خشونت ساییدن» باشد. گاهی نیز برای حرکت یا صدایی که از ساییدهشدن چیزی بهوجود میآید به کار میرود. در بعضی کاربردهای لغوی، حالتی از سایش یا صدای ناشی از آن را میرساند.
اسم (noun)
📌 هرش
📌 هیرش
📌 خراشنده
جمله سازی با هرش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لا تكثر من هرش الجلد إذا شعرت بالحساسية، فقد يزداد التهيج سوءًا.
اگر احساس آلرژی دارید، پوست را بیش از حد نخارانید، زیرا این کار ممکن است سوزش را بدتر کند.
💡 في الصباح، رأيت الرجل هرش رأسه وهو يفكر في الحل المناسب للمشكلة.
صبح، دیدم که مرد سرش را میخاراند و به بهترین راه حل برای مشکل فکر میکند.
💡 بدأ القط هرش أذنه بقوة بسبب الحكة المستمرة طوال اليوم.
گربه به دلیل خارش مداوم در طول روز، شروع به خاراندن شدید گوش خود کرد.