هردب
🌐 هردب
این واژه بسیار نادر است و در منابع، معنای روشن و یکدستی برای آن بهراحتی در دسترس نیست. احتمالاً در شمار واژههای مهجور یا محلی قرار میگیرد و ممکن است به چیزی مرتبط با «درشتی، سختی، یا حرکت شدید» اشاره داشته باشد. برای تعریف دقیق، نیاز به منبع لغوی مشخص وجود دارد.
جمله سازی با هردب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حمل البائع هردب من القمح ووضعه قرب الميزان في المخزن.
فروشنده یک پیمانه گندم برداشت و آن را نزدیک ترازوی انبار گذاشت.
💡 في موسم الحصاد، امتلأت الساحة بأكياس هردب جاهزة للنقل إلى المطحنة.
در فصل برداشت، حیاط پر از کیسههای یونجه بود که آماده انتقال به آسیاب بودند.
💡 اشترى الفلاح هردب واحدًا فقط، لأنه أراد تجربة المحصول قبل أن يطلب المزيد.
کشاورز فقط یک گله خرید، زیرا میخواست قبل از سفارش بیشتر، محصول را امتحان کند.