استجواب

🌐 بازجویی

به معنای «بازخواست کردن، پاسخ خواستن، پرس‌وجو و سؤال کردن برای روشن شدن حقیقت» است. این واژه بیشتر در امور حقوقی، اداری یا تحقیقاتی به کار می‌رود، یعنی از کسی دربارهٔ موضوعی سؤال می‌شود تا حقیقت یا جزئیات امر معلوم گردد.

اسم (noun)

📌 بازجویی

📌 پرسشگری

📌 مصاحبه

📌 سوال

📌 بازجویی متقابل

📌 معاینه

📌 استیضاح

📌 تحقیق و تفحص

جمله سازی با استجواب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اسمع، من المفترض اننى الذى يتلقى الأجابات خلال استجواب الشاهد.

گوش کن، قراره من کسی باشم که موقع بازجویی از شاهد جواب‌ها رو می‌شنوم.

💡 استمرَّ استجواب ُ الشاهدِ أكثرَ من ساعةٍ لأنَّ أقوالَهُ كانتْ متناقضةً.

شاهد بیش از یک ساعت مورد بازجویی قرار گرفت زیرا اظهاراتش متناقض بود.

💡 بدأَ المحققُ استجواب َ المتهمِ بعدَ جمعِ الأدلةِ من مكانِ الحادثِ.

بازپرس پس از جمع‌آوری مدارک و شواهد از محل حادثه، بازجویی از متهم را آغاز کرد.

💡 دكتور كيرنس، دورك في استجواب الشاهد

دکتر کرنز، نقش شما در بازجویی از شاهد

💡 لكسب الوقت، ظل المشتبه به يماطل بتغيير قصته أثناء استجواب الشرطة.

مظنون برای خرید زمان، با تغییر دادن داستانش در طول بازجویی پلیس، مدام وقت‌کشی می‌کرد.

💡 أُجريَ استجواب ٌ رسميٌّ للموظفِ لمعرفةِ سببِ اختفاءِ الملفاتِ من المكتبِ.

از کارمند رسماً بازجویی شد تا دلیل ناپدید شدن پرونده‌ها از دفتر مشخص شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران