نماذج

🌐 مدل‌ها

جمع «نموذج» است و به‌معنای «نمونه‌ها، الگوها، مثال‌ها» می‌آید. این واژه در فارسی در متون علمی، آموزشی و اداری بسیار رایج است و معادل «نمونه‌ها» یا «الگوها» دارد. مثلاً «نماذج متعددة» یعنی «نمونه‌های متعدد».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مدل‌ها

📌 فرم‌ها

📌 مدل

📌 نمونه‌های اولیه

📌 مثال‌ها

📌 الگوها

جمله سازی با نماذج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في المعرض، شرح الخبير نماذج نجومی استخدمها الطلاب في الدراسة.

در نمایشگاه، کارشناس مدل‌های نجومی را که دانش‌آموزان در این مطالعه استفاده کرده بودند، توضیح داد.

💡 كتب الموظف في المذكرة: أوراق، تقارير، نماذج، الخ.

کارمند در یادداشت نوشت: مقالات، گزارش‌ها، فرم‌ها و غیره.

💡 ساعد علم الكون الفيزيائي في تطوير نماذج دقيقة لنشأة المجرات.

کیهان‌شناسی فیزیکی به توسعه مدل‌های دقیقی از شکل‌گیری کهکشان‌ها کمک کرده است.

💡 باستخدام نماذج وأشكال مناسبة سنكون قادرين على جعل هذه العمليات تحدث بشكل أسرع أو أبطأ

با استفاده از مدل‌ها و فرم‌های مناسب، می‌توانیم این فرآیندها را سریع‌تر یا کندتر انجام دهیم.

💡 أهدى المركز الثقافي للزوار بإبداعاتهم الواردة کتابًا يوثق نماذج من المواهب المحلية.

مرکز فرهنگی کتابی را به بازدیدکنندگان اهدا کرد که نمونه‌هایی از استعدادهای محلی را مستند کرده و آثار ارسالی آنها را به نمایش می‌گذاشت.

💡 لكن نماذج المسار الوظيفي لإدارة تعاقب الموظفين ما زالت حالياً في مرحلة التصميم.

با این حال، مدل‌های مسیر شغلی برای مدیریت جانشینی کارکنان در حال حاضر هنوز در مرحله طراحی هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران