نقشت

🌐 حکاکی شده

«نقشت» می‌تواند چند معنی داشته باشد: اگر از ریشه «نقش» باشد، ممکن است یعنی تو نقش کشیدی / تو طراحی کردی ؛ و اگر از نظر ضمیر و ساخت صرفی بررسی شود، ممکن است به صورت «نقشتَ» یا «نقشتُ» در اعراب مختلف اشاره داشته باشد. بدون جمله، این واژه کمی مبهم است، اما در کلی‌ترین حالت به عملِ نقش زدن یا طراحی کردن مربوط می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 حکاکی شده

📌 او حک کرد

📌 حک شده اند

📌 حک شده بودند

📌 من وحشت کردم

📌 حک شده بود

📌 حک کردم.

جمله سازی با نقشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬إنه توقيت الفراق الذي يفصله‬ ‫بآخر صورة نقشت في مخيلته‪

لحظه جدایی است که او را از آخرین تصویر حک شده در ذهنش جدا می کند.

💡 تلك الجبال نقشت بالحب وليس بيديك!

آن کوه‌ها با عشق تراشیده شده‌اند، نه با دستان تو!

💡 على صخرة نقشت كلمات الكابتن باركر لرجاله: الوقوف على الأرض الخاصة بك.

روی یک صخره، سخنان کاپیتان پارکر به افرادش حک شده بود: روی زمین خودتان بایستید.

💡 لقد نقشت تاريخ موت طفلها على القلادة.

او تاریخ مرگ فرزندش را روی گردنبند حک کرده بود.

💡 قالت الجدة إنها نقشت تلك الرموز بيديها منذ سنوات طويلة.

مادربزرگ گفت که سال‌ها پیش آن نمادها را با دستان خودش حکاکی کرده است.

کلمات مرتبط