نفشت

🌐 پف کرده

یعنی «پف کرد، برآمد، متورم شد» یا «متورم / پف‌کرده شد»؛ این صورت فعل، معمولاً به حالتی اشاره دارد که چیزی بر اثر هوا، فشار، یا تغییر حالت، برجسته و پف‌دار شده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او پف کرد

جمله سازی با نفشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بينما كانت ترتب الفراش، نفشت الوسائد على السرير المخفي لإضافة لمسة مريحة.

هنگام مرتب کردن تخت، بالش‌های روی تخت مخفی را پف داد تا جلوه‌ای دنج به آن ببخشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران