نفج
🌐 انفجار
«نفج» به معنای برجسته شدن، بیرون زدن، باد کردن یا برآمده شدن چیزی است. این واژه میتواند برای چیزی که پف کرده، متورم شده یا از جایی بیرون زده به کار رود. در فارسی نزدیکترین معناها «برآمدگی»، «ورم»، «بادکردگی» یا «بیرونزدگی» است.
جمله سازی با نفج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سمعنا نفج الريح بين الأشجار قبل أن تبدأ العاصفة بالهبوط.
قبل از شروع طوفان، صدای وزش باد را از میان درختان شنیدیم.
💡 دلّ نفج القماش عند الحياكة على أنه يحتاج إلى خياطة أدقّ.
موجدار شدن پارچه هنگام دوخت نشان میدهد که به دوخت دقیقتری نیاز دارد.
💡 في الهدوء الليلي، كان نفج الماء في القناة الصغيرة واضحًا جدًا.
در سکوت شب، صدای قل قل آب در کانال کوچک کاملاً واضح بود.