اسب
🌐 آسپ
«اسب» در عربی و فارسی به معنی «horse» یعنی «اسب» است. این واژه نام جانوری شناختهشده و اهلی است که از قدیم برای سواری، حملونقل و در جنگها استفاده میشده است. در عربی کلاسیک نیز «اسب» واژهای آشنا و پرکاربرد است.
جمله سازی با اسب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يستخدم بعض المزارعين اسب ًا قوية في الجرّ والعمل داخل المزارع الكبيرة.
برخی از کشاورزان از تراکتورهای قدرتمند برای کشیدن و کار در مزارع بزرگ استفاده میکنند.
💡 رأيتُ اسب ًا أبيض يركض بسرعة في الحقل المفتوح قرب القرية.
من یک شیر سفید دیدم که به سرعت در میدان باز نزدیک روستا میدوید.
💡 وقف الفارس بجانب اسب ه قبل بدء العرض التراثي في المهرجان.
شوالیه قبل از شروع نمایش میراث در جشنواره، کنار اسبش ایستاده بود.