الحصان

🌐 اسب

الحصان در عربی به معنای «اسب» است، به‌ویژه اسب نر. این کلمه از واژه‌های شناخته‌شده و بسیار رایج عربی است و در متون ادبی و روزمره زیاد دیده می‌شود. اسب در فرهنگ عربی نماد قدرت، سرعت، نجابت و سوارکاری است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اسب

📌 اسب نریان

📌 پونی

📌 شوالیه

📌 برانکو

جمله سازی با الحصان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان الحصان نائمًا في الاصطبل بعد يوم طويل من العمل.

اسب بعد از یک روز کاری طولانی در اصطبل خوابیده بود.

💡 كان الحصان سريعًا جدًا في السباق الذي أقيم صباحًا.

اسب در مسابقه‌ای که صبح برگزار شد، خیلی سریع بود.

💡 » وحرك َّ‬‫وضع الحصان رأسه بني كفي ربيع ولطعهام ونخر مرحا‪.

و اسب سرش را میان کف دست‌های ربیع و لثام برد و با شادی شیهه کشید.

💡 جفل الحصان فجأة عندما سمع صوت الرعد في الوادي.

اسب ناگهان با شنیدن صدای رعد و برق در دره از جا پرید.

💡 حاول الحصان أن يرفس السور عندما شعر بالخوف.

اسب وقتی ترسید سعی کرد به نرده لگد بزند.

💡 وقف الحصان في الميدان ينتظر صاحبه بصبر.

اسب در میدان ایستاده بود و صبورانه منتظر صاحبش بود.

💡 أعجب الأطفال بركض الحصان في السباق الصباحي.

بچه‌ها از دویدن اسب در مسابقه صبحگاهی تحت تأثیر قرار گرفتند.

💡 اشترى المزارع الحصان ليساعده في التنقل والعمل.

کشاورز اسب را خرید تا در رفت و آمد و کار کردن به او کمک کند.

💡 كان خطمُ الحصان مغطىً بالغبار بعد الرحلة الطويلة في الصحراء.

پوزه اسب پس از سفر طولانی در بیابان، پوشیده از گرد و غبار بود.

💡 يمتطي الطفل ظهر الحصان الصغير تحت إشراف المدرب بحذر.

کودک با دقت و زیر نظر مربی بر پشت اسب کوچک سوار می‌شود.

کلمات مرتبط