نسيب
🌐 نسبی
اسم (noun)
📌 برادر شوهر
📌 نسبی
📌 خویشاوند
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پسرعمو
جمله سازی با نسيب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 إنها هدية من نسيب ستيفان والتي أعطاها له قبل سنوات طويلة عند عودته من إجازة في بلغاريا.
این هدیهای از یکی از اقوام استفان است که سالها پیش، هنگام بازگشت از تعطیلات در بلغارستان، به او داده است.
💡 إذاً فلتبحث عن نسيب تتعارك معه، و ابحث عن عملٍ.
پس برو یکی از اقوامت رو پیدا کن که باهاش دعوا کنی، و دنبال کار بگرد.
💡 الذين أتكدوا بدورهم بطرق أخرى ال أعرفها من صحة نسيب إىل ابسل.
کسانی که به نوبه خود از راه های دیگر تایید کردند که من از صحت نسب به ابسال اطلاعی ندارم.
💡 لدي نسيب يعمل في نادي "كلوب ميد"
من یکی از اقوامم در کلاب مد کار میکند.
💡 هي مسألة نسبية فالقدر نسيب حىت اخليانة اي ايسني ابت نسبية االن
این یک امر نسبی است؛ سرنوشت نسبی است، حتی خیانت—یعنی الان همه چیز نسبی است.