ناظ
🌐 ناز
«ناظ» نیز از واژههای کمکاربرد عربی است و در برخی کاربردها به معنای نگاهکننده، ناظر یا کسی که مراقب و مشاهدهگر است آمده است. این شکل ممکن است کوتاهشده یا کهنتر از «ناظر» باشد. در فارسی میتوان آن را «نگاهکننده» یا «مراقب» دانست.
جمله سازی با ناظ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واألعجب أنه يشتاق إلى وقفته خلف الشيش ناظ ًرا إلى صبيان الحي.
چیزی که حتی تعجبآورتر است این است که او آرزو دارد پشت قلیان بایستد و به پسرهای همسایه نگاه کند.
💡 بدا الوجه ناظ ًا من أثر السهر الطويل والإرهاق.
چهرهاش از شب بیداری و خستگی مفرط خسته به نظر میرسید.
💡 جلس الرجل ناظ ًا على الشاطئ يتأمل الموج بصمت.
مرد در ساحل نشسته بود و در سکوت به امواج خیره شده بود.
💡 كان الشارع ناظ ًا بالحركة حتى بعد منتصف الليل.
خیابان حتی بعد از نیمه شب هم پر از جنب و جوش و فعالیت بود.