ناطق

🌐 بلندگو

«ناطق» یعنی سخنگو، گوینده، حرف‌زننده یا چیزی که توان بیان و سخن دارد. این واژه هم برای انسان به‌کار می‌رود و هم در فلسفهٔ اسلامی در تعبیر «حیوان ناطق» برای انسان، یعنی موجود دارای عقل و سخن. در فارسی، «گوینده»، «سخنگو»، «فصیح».

اسم (noun)

📌 سخنگو

📌 بلندگو

صفت (adjective)

📌 صحبت کردن

📌 فصیح

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سخنگو

جمله سازی با ناطق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا حرية التعبير بل كم الافواه لكل ناطق يعرب عن موقف مختلف.

آزادی بیان وجود ندارد، بلکه سکوت هر گوینده‌ای که نظر متفاوتی ابراز می‌کند، برقرار است.

💡 أولا، هناك حاجة إلى وجود ناطق رسمي عالمي.

اول، نیاز به یک سخنگوی رسمی جهانی وجود دارد.

💡 أصبحت الشاشة ناطق ة بعد تحديث الجهاز الجديد.

بعد از به‌روزرسانی دستگاه جدید، صفحه نمایش پرحرف شد.

💡 كان الطفل ناطق ًا بوضوح رغم أنه ما زال صغيرًا في السن.

کودک با وجود سن کمش، واضح صحبت می‌کرد.

💡 استخدمت الشركة متحدثًا ناطق ًا باسمها لشرح تفاصيل المشروع.

این شرکت از یک سخنگو برای توضیح جزئیات پروژه استفاده کرد.

💡 وجدّد ناطق الجيش الدعوة للمستثمرين والشركات بمغادرة الإمارات...

سخنگوی ارتش بار دیگر از سرمایه‌گذاران و شرکت‌ها خواست تا امارات را ترک کنند...

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران