ميلا
🌐 میلا
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مایل
📌 متمایل
📌 گرایش
📌 من
📌 تمایل
جمله سازی با ميلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلست الطفلة ميلا قرب النافذة تراقب المطر بصمت طويل.
میلا کوچولو نزدیک پنجره نشسته بود و مدت زیادی در سکوت باران را تماشا میکرد.
💡 أخبرتني ميلا أنها ستسافر غدًا مع عائلتها إلى المدينة.
میلا به من گفت که فردا با خانوادهاش به شهر سفر خواهد کرد.
💡 قطع المسافر ميلا واحداً سيراً على الأقدام قبل أن يستريح.
مسافر قبل از استراحت، یک مایل راه رفت.
💡 حضرت ميلا إلى المدرسة باكرًا لتشارك في النشاط الصباحي.
میلا زود به مدرسه رسید تا در فعالیت صبحگاهی شرکت کند.
💡 تقدمت السيارة عدة ميلا ثم توقفت عند الإشارة الحمراء.
ماشین چند مایلی را طی کرد و سپس پشت چراغ قرمز ایستاد.
💡 تبعد القرية عن النهر ميلا تقريباً، لذلك يعتمد السكان على الشاحنات.
این روستا حدود یک مایل از رودخانه فاصله دارد، بنابراین ساکنان برای رفت و آمد به کامیون متکی هستند.