ميثودي
🌐 متدیست
این واژه در عربیِ معیار شناختهشده نیست و بسیار محتمل است که صورتِ عربیشده یا نوشتاریِ یک واژهٔ بیگانه باشد. اگر منظور «methodi» یا «methodical» باشد، شاید به «روشمند» یا «مرتبط با روش» نزدیک باشد، اما در عربیِ استاندارد به این شکل رایج نیست.
صفت (adjective)
📌 متدیست
جمله سازی با ميثودي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تحتاج هذه الخطة إلى تفكير ميثودي قبل تنفيذها على أرض الواقع.
این طرح قبل از اینکه بتواند در عمل اجرا شود، نیاز به تفکر روشمند دارد.
💡 قدّم الباحث شرحًا ميثودي دقيقًا خلال المؤتمر العلمي.
محقق در طول کنفرانس علمی توضیح روششناختی مفصلی ارائه داد.
💡 يعتمد هذا الفريق على أسلوب ميثودي في حل المشكلات المعقدة.
این تیم برای حل مسائل پیچیده به رویکردی روشمند متکی است.
💡 بعد سنتين تزوجا في حفل ميثودي في نيويورك.
دو سال بعد، آنها در مراسمی در نیویورک، در کلیسای متدیست، ازدواج کردند.
💡 أبي كاهن ميثودي وأنا من (أيست بروتون)،
پدرم یک کشیش متدیست است و من اهل ایست بروتون هستم.