موسيقي

🌐 موسیقی

یعنی «موسیقی» یا «موسیقیدان / مربوط به موسیقی» بسته به نقش در جمله. در عربی، موسيقي می‌تواند صفت یا اسم باشد: هم به خودِ موسیقی اشاره کند و هم به شخصی که در این حوزه فعالیت دارد. در فارسی، معمولاً همان «موسیقی» فهمیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 نوازنده

📌 آهنگساز

📌 نوازندگی

صفت (adjective)

📌 موسیقی

📌 موزیکال

جمله سازی با موسيقي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شعر موسيقي الريف كالسمكة خارج الماء في حفلة الموسيقى الكلاسيكية.

شعر موسیقی کانتری مثل ماهی‌ای است که در یک کنسرت موسیقی کلاسیک از آب بیرون افتاده باشد.

💡 تلقى موسيقي محترف دعوة للمشاركة في مهرجان دولي.

یک نوازنده حرفه‌ای دعوتنامه‌ای برای شرکت در یک جشنواره بین‌المللی دریافت کرد.

💡 عزف موسيقي أفغاني موهوب في مركز المجتمع المحلي الليلة الماضية.

یک نوازنده با استعداد افغان دیشب در مرکز اجتماعی محلی برنامه اجرا کرد.

💡 ‫فرقتني اللغة عن انتحاري‬ ‫وملئت البين بغور موسيقي‪

زبان مرا از اقدام به خودکشی‌ام جدا کرد و فضا را با عمقی موسیقایی پر کرد.

💡 يعمل موسيقي شاب في فرقة محلية تقدم عروضًا أسبوعية.

یک نوازنده جوان در یک گروه موسیقی محلی کار می‌کند که هر هفته اجرا دارد.

💡 شارك الشاب في مهرجان والفن المحلي بعرض موسيقي جميل.

مرد جوان با اجرای موسیقی زیبایی در جشنواره هنری محلی شرکت کرد.

کلمات مرتبط