مُوسِف
🌐 جوزف
این واژه به معنای «توصیفکننده» یا «وصفکننده» است، اما در برخی کاربردها میتواند با «وصفگر» یا «دارای صفتِ...» هم نزدیک باشد. بسته به متن، ممکن است به کسی یا چیزی اشاره کند که ویژگیها را بیان میکند یا توصیفی از یک حالت ارائه میدهد. این واژه کمتر از شکلهای رایجتر عربی در فارسی شناخته شده است و معنی دقیق آن شدیداً به بافت جمله وابسته است.
جمله سازی با مُوسِف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وصف الكاتب نهاية القصة بأنها لحظة موسف ة ومؤثرة للغاية.
نویسنده پایان داستان را لحظه ای بسیار غم انگیز و تأثیرگذار توصیف کرده است.
💡 كان المشهد موسف ًا حين غادرت الأسرة منزلها القديم بعد سنوات طويلة.
صحنه غم انگیزی بود وقتی خانواده پس از سال ها خانه قدیمی خود را ترک کردند.
💡 شعر الأطفال بحزن موسف عندما سمعوا خبر إغلاق المدرسة.
بچهها وقتی خبر تعطیلی مدرسه را شنیدند، احساس غم و اندوه و پریشانی کردند.