منصرف

🌐 اخراج شده

«منصرف» یعنی «برگشته، منصرف‌شده، بازگشته از کاری» یا «کسی که از انجام کاری صرف‌نظر کرده است». این واژه همچنین در دستور عربی می‌تواند معنای «غیر منصرف» در برابرِ آن را تداعی کند، اما در کاربرد عمومی بیشتر به معنی «دست‌کشیده از تصمیم، بازگشته» است. در فارسی معادل آن «منصرف» یا «پشیمان و بازگشته از تصمیم» است.

اسم (noun)

📌 مخارج

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خروجی

جمله سازی با منصرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الرجل منصرف عن الجدل ويركز على إنهاء العمل المطلوب بسرعة.

حواس مرد از بحث پرت شده و روی تمام کردن سریع کار مورد نیاز تمرکز کرده است.

💡 كان الموظف منصرف ًا إلى ترتيب أولوياته قبل نهاية الدوام.

کارمند قبل از پایان روز کاری مشغول مرتب کردن اولویت‌هایش بود.

💡 بدا الطالب منصرف ًا عن الحديث لأنه كان يفكر في الامتحان.

به نظر می‌رسید دانش‌آموز حواسش از مکالمه پرت شده بود، چون داشت به امتحان فکر می‌کرد.

کلمات مرتبط