ارنب

🌐 خرگوش

«أَرْنَب» یعنی «خرگوش»؛ این واژه در عربی بسیار شناخته‌شده است و هم برای حیوان خرگوش به‌کار می‌رود و هم در برخی تعبیرها به‌طور مجازی برای اشاره به گوشه‌ای از صورت یا نام‌های خاص. معنای اصلی و رایج آن همان «خرگوش» است.

اسم (noun)

📌 خرگوش

جمله سازی با ارنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالت الجدة إن ارنب الحقل يختبئ سريعًا عندما يسمع خطوات الناس في المساء.

مادربزرگ می‌گفت خرگوش صحرایی وقتی عصرها صدای پای آدم‌ها را می‌شنود، سریع پنهان می‌شود.

💡 شاهد الأطفال ارنب صغيرًا يقفز بين الأعشاب قرب المزرعة عند شروق الشمس.

بچه‌ها هنگام طلوع آفتاب خرگوش کوچکی را تماشا می‌کردند که در میان علف‌های نزدیک مزرعه می‌پرید.

💡 رسمت المعلمة ارنب على اللوح لتشرح للطلاب الفرق بين الحيوانات البرية والأليفة.

معلم روی تخته یک خرگوش کشید تا تفاوت بین حیوانات وحشی و اهلی را برای دانش‌آموزان توضیح دهد.

💡 ‫ظهر أمامه فجأة ارنب ابيض اللون ‪ ‬بحجم اضخم كثيراً عن المعتاد ‪ ‬يركض‬ ‫نحو مدخل الحديقة‪.

ناگهان، یک خرگوش سفید، که خیلی بزرگتر از حد معمول بود، در حالی که به سمت ورودی باغ می‌دوید، جلویش ظاهر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران