ارمض
🌐 آرماد
«اَرْمَض» از ریشهٔ «رمض» است و در عربی به چیزی گفته میشود که رنگ آن به سفیدیِ مایل به سرخی یا خاکستریِ روشن نزدیک باشد؛ گاهی هم برای توصیف رنگی که کدر و کمفروغ است به کار میرود. این واژه در متون لغوی بیشتر به عنوان صفتی برای رنگ یا حالت ظاهری اشیا آمده و کاربرد روزمرهٔ زیادی ندارد.
جمله سازی با ارمض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عند الغروب صار الرمل ارمض تحت الضوء، فبدت الصحراء كأنها تشتعل بهدوء جميل.
هنگام غروب آفتاب، شنها زیر نور سوزان شدند و به نظر میرسید که بیابان در آرامشی زیبا در حال سوختن است.
💡 وصف البحّار الغيوم بأنها ارمض حين انعكست عليها الشمس، فاشتدت حمرة البحر في الميناء.
ملوان ابرها را وقتی خورشید از آنها منعکس میشد، قرمز رنگ توصیف کرد و دریا در بندر حتی قرمزتر هم میشد.
💡 في الصباح الباكر بدا الأفق ارمض اللون، فشعر المصور بأن المشهد يستحق التوثيق فورًا.
صبح زود، افق به رنگ خاکستر به نظر میرسید و عکاس احساس کرد که این صحنه شایسته ثبت فوری است.