ممش
🌐 پیادهرو
ممش واژهای کمکاربرد است و بسته به متن میتواند به «راهرفتن، حرکتکردن، یا حالت حرکت» مربوط باشد. در برخی استعمالها ممکن است به شکل کوتاهشده یا محلیِ واژههایی با ریشهٔ «مشی» نزدیک باشد. بنابراین معنای دقیق آن خیلی وابسته به جمله و کاربرد آن است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 طنابباز
📌 پیاده نظام
📌 پیادهرو
📌 مسیر
جمله سازی با ممش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لم يبقَ في الجيب إلا ممش بسيط بعد شراء الخبز ودفتر الملاحظات.
تنها چیزی که در جیب باقی ماند، پس از خرید نان و دفترچه یادداشت، مبلغ کمی پول بود.
💡 وجد العامل ممش ًا من المال يكفيه لركوب الحافلة إلى البيت.
کارگر پول کافی برای سوار شدن به اتوبوس و برگشتن به خانه پیدا کرد.
💡 قال المسافر إنه يحمل ممش ًا قليلًا لنفقات الطريق فقط.
مسافر گفت که فقط مقدار کمی پول برای هزینههای سفر همراه دارد.