ممثلة
🌐 بازیگر زن
اسم (noun)
📌 بازیگر
📌 نماینده
جمله سازی با ممثلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كانت ممثلة المسرح تتدرب يوميًا لساعات طويلة قبل بداية الموسم الفني.
این بازیگر تئاتر قبل از شروع فصل هنری، روزانه ساعتهای طولانی تمرین میکرد.
💡 ضحكت وقلت وأنا أتطلع في المرآة إلى وجه السائق المندهش: ـ ِ أنت فعال ممثلة عظيمة.
خندیدم و در حالی که از آینه به چهرهی متعجب راننده نگاه میکردم، گفتم: «واقعاً بازیگر فوقالعادهای هستی.»
💡 أدت ممثلة الدور الرئيسي ببراعة، فتصدر اسمها مواقع التواصل بعد عرض الحلقة الأولى.
بازیگری که نقش اصلی را بازی میکرد، فوقالعاده بازی کرد و نامش پس از پخش اولین قسمت، در صدر رسانههای اجتماعی قرار گرفت.
💡 ابتسم بعصبية وقال: ابتسم بعصبية وقال: ـ ميتسي ممثلة موهوبة وهي
او با لبخندی عصبی گفت: «میتسو بازیگر بااستعدادی است، و او...»
💡 لذلك الكثير من االفراد يرون أنفسهم قبيحين لعدم وجود شبه بينهم وبين مغني او ممثلة خضعت لعمليات التجميل فقط لتتبع مقاييس الجمال
بنابراین، بسیاری از افراد خود را زشت میدانند زیرا شبیه خواننده یا بازیگری نیستند که صرفاً برای مطابقت با استانداردهای زیبایی تحت عمل جراحی زیبایی قرار گرفته است.
💡 بحلول نهاية عام 1933، كانت هيبورن ممثلة سينمائية لها احترامها، ولكنها اشتاقت لإثبات نفسها في برودواي.
در پایان سال ۱۹۳۳، هپبورن یک بازیگر سینما مورد احترام بود، اما آرزو داشت خودش را در برادوی ثابت کند.