ملتهب

🌐 ملتهب

«مُلْتَهِب» به معنای شعله‌ور، برافروخته، مشتعل یا بسیار داغ است. این واژه هم برای آتش واقعی و هم برای حالت‌های مجازی مانند چهرهٔ برافروخته از خشم، یا احساسی شدید و آتشین به‌کار می‌رود.

صفت (adjective)

📌 ملتهب

📌 شعله‌ور

📌 سوزش

📌 آتشین

📌 دردناک

📌 داغ و برافروخته

📌 التهابی

جمله سازی با ملتهب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحوّل النقاش ملتهب ًا بين الجارين قبل أن يتدخل العقلاء للتهدئة.

بحث بین دو همسایه بالا گرفت تا اینکه افراد عاقل برای آرام کردن اوضاع مداخله کردند.

💡 كان الجو ملتهب ًا في السوق بسبب الازدحام الشديد وارتفاع أصوات الباعة.

فضای بازار به دلیل ازدحام شدید جمعیت و صدای بلند فروشندگان متشنج بود.

💡 شعرت بيدي ملتهب ة بعد أن أمسكت الكوب الساخن للحظات طويلة.

دستم بعد از اینکه مدت زیادی فنجان داغ را نگه داشته بودم، ملتهب شد.

💡 شغف ملتهب باللياقة دفعها لافتتاح مركز رياضي خاص بها.

اشتیاق سوزان به تناسب اندام او را به سمت افتتاح مرکز ورزشی خودش سوق داد.

💡 بأنه سيقضي أبديته في مكان ملتهب للغاية

که او ابدیت را در مکانی بسیار آتشین سپری خواهد کرد

💡 لمعرفة الحديد ملتهب في أحلامك، ويدل على فشل لك بواسطة الطاقة إساءة تطبيقها.

دیدن آهن شعله‌ور در خواب، بیانگر شکست شما به دلیل استفاده نادرست از انرژی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران