ملابسه
🌐 لباسهایش
دیکشنری عربی به فارسی
📌 لباسهایش
📌 لباس
📌 لباس او
📌 لباسهایشان
📌 لباس آنها
جمله سازی با ملابسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندما عاد الطفل من اللعب قال: ساخنا ماما وأراد أن يبدل ملابسه فورًا.
وقتی بچه از بازی برگشت، گفت: «مامان، من گرممه» و خواست فوراً لباسهایش را عوض کند.
💡 أصلح الخياط ملابسه سريعًا لأن المناسبة كانت قريبة جدًا.
خیاط لباسهایش را سریع تعمیر کرد، چون خیلی زود به مراسم میرسید.
💡 علّق العامل ملابسه على مشانق خشبية قرب الباب.
کارگر لباسهایش را روی میخهای چوبی نزدیک در آویزان کرد.
💡 علّق الأب ملابسه بعناية بعد العودة من العمل ووضعها في الخزانة.
پدر بعد از برگشتن از سر کار، لباسهایش را با دقت آویزان کرد و در کمد گذاشت.
💡 اشترى الرجل حقيبة كستنایي أنيقة تناسب ملابسه الرسمية.
مرد یک کیف شاه بلوطی شیک خرید تا با لباس رسمیاش ست شود.
💡 جلس الطفل على المقعد المبلل بعد المطر، فاضطر إلى تغيير ملابسه فورًا.
کودک بعد از باران روی صندلی خیس نشست، بنابراین مجبور شد فوراً لباسهایش را عوض کند.
💡 نسي الطالب ملابسه داخل الغرفة قبل السفر إلى المدينة الأخرى صباحًا.
دانشآموز قبل از سفر به شهر دیگر در صبح، لباسهایش را داخل اتاق جا گذاشت.
💡 في نهاية اليوم، بدلَ الطفلُ ملابسه الملوثةَ وذهب للنومِ.
در پایان روز، کودک لباسهای کثیفش را عوض کرد و به خواب رفت.