مکتبه

🌐 کتابخانه

یعنی «مکتب او» یا «دفتر او / کتابخانهٔ او»؛ بسته به اینکه منظور از مکتب در متن چه باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دفتر او

📌 میز او

📌 کتابخانه

📌 مطالعه او

📌 دفتر آن

📌 میز آنها

جمله سازی با مکتبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جلسَ الكاتب في مکتبه يراجع الفصل الأخير من كتابه قبل الطباعة.

نویسنده در دفترش نشسته بود و آخرین فصل کتابش را قبل از چاپ بررسی می‌کرد.

💡 أُغلقت مکتبه مبكرًا اليوم بسبب اجتماعٍ طارئٍ في مقرّ الشركة الرئيسي.

دفتر او امروز به دلیل جلسه اضطراری در دفتر مرکزی شرکت، زودتر تعطیل شد.

💡 زرتُ مکتبه صباحًا فوجدتُه مشغولًا بإعداد عرضٍ مهمٍ للعميل.

صبح به دفترش رفتم و دیدم که مشغول آماده کردن یک ارائه مهم برای یک مشتری است.

کلمات مرتبط