مکان

🌐 مکان

«مَکان» به معنای جا، محل، موقعیت یا جایگاه است. این واژه هم برای مکان فیزیکی و هم برای جایگاه اداری، اجتماعی یا حقوقی به‌کار می‌رود؛ مثلاً «مکان العمل» یعنی محل کار. در فارسی معمولاً با «جا»، «محل» یا «موقعیت» ترجمه می‌شود.

جمله سازی با مکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ذهبتُ معَ صديقي إلی مکان من نرتاحُ فيهِ بعدَ المشيِ الطويلِ في السوق.

من به همراه دوستم به جایی رفتیم که بعد از یک گشت و گذار طولانی در بازار، بتوانیم استراحت کنیم.

💡 وضعتُ الصندوقَ إلی مکان آمنٍ بعيدًا عن الأطفالِ حتى لا يلمسوهُ.

جعبه را در جای امنی دور از دسترس بچه‌ها گذاشتم تا به آن دست نزنند.

💡 انتقلنا إلی مکان هادئٍ قربَ النهرِ لنقضيَ عطلةَ نهايةِ الأسبوعِ هناك.

ما به مکانی آرام در نزدیکی رودخانه نقل مکان کردیم تا آخر هفته را آنجا بگذرانیم.

💡 ذهبنا من المكتب إلى اخر إلی مکان من أجل إنهاء بعض الإجراءات.

ما برای انجام برخی مراحل از یک دفتر به دفتر دیگر و به جای دیگر می‌رفتیم.

💡 لم يحددوا بعد في اي مکان سيُعقد المؤتمر هذا العام.

آنها هنوز تصمیم نگرفته‌اند که کنفرانس امسال کجا برگزار شود.

💡 حمل العمال الصناديق من المخزن إلى اخر إلی مکان مخصص للتخزين.

کارگران جعبه‌ها را از یک انبار به انبار دیگر و به محل انبار تعیین‌شده حمل می‌کردند.

💡 في اي مکان يمكنني أن أجد المكتبة العامة هنا؟

کتابخانه عمومی اینجا را کجا می‌توانم پیدا کنم؟

💡 نقلوا الأثاثَ إلی مکان من اختارهُ صاحبُ المنزلِ قربَ النافذةِ الكبيرةِ.

آنها مبلمان را به مکانی که صاحبخانه نزدیک پنجره بزرگ انتخاب کرده بود، منتقل کردند.

💡 سارت العائلة من الشاطئ إلى اخر إلی مکان من أجل تناول الطعام.

خانواده از یک ساحل به ساحل دیگر پیاده رفتند تا جایی برای غذا خوردن پیدا کنند.

💡 أخذني السائقُ إلی مکان من تعرفُهُ العائلةُ منذُ سنواتٍ طويلةٍ في الحيِّ القديم.

راننده مرا به مکانی در محله قدیمی برد که خانواده سال‌هاست آن را می‌شناسد.

💡 عادَ الموظفُ إلی مکان عملِه القديمِ بعدما تغيّرتْ ظروفُهُ الشخصيةُ.

کارمند پس از تغییر شرایط شخصی‌اش به محل کار قبلی خود بازگشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران