مقو
🌐 تونیک
«مقو» در عربی میتواند بهصورت ریشهای یا در برخی کاربردها به معنی نیروبخش، تقویتکننده یا چیزی که استحکام میبخشد فهمیده شود، اما این شکل بهتنهایی خیلی رایج و شفاف نیست. در بسیاری از موارد، این واژه ممکن است بخشی از یک صفت یا اسم دیگر باشد و بدون زمینه، معنی دقیق آن قطعی نیست.
اسم (noun)
📌 تونیک
📌 سفت کننده
📌 تقویت کننده
جمله سازی با مقو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استعملت الشركة مقو خاصًا في تصميم الجسر لكي يتحمل الضغط المستمر.
این شرکت در طراحی پل از یک تقویت کننده ویژه برای تحمل فشار مداوم استفاده کرده است.
💡 يحتاج الطبيب إلى مقو قوي لدعم العظام بعد الإصابة وتحسين القدرة على الحركة.
پزشک برای تقویت استخوانها پس از آسیب و بهبود تحرک، به یک تکیهگاه محکم نیاز دارد.
💡 قال الصيدلي إن هذا مقو طبيعي يفيد بعض المرضى إذا استُخدم بانتظام.
داروساز گفت که این یک تونیک طبیعی است که در صورت استفاده منظم برای برخی از بیماران مفید است.