مقرف

🌐 نفرت انگیز

این واژه از نظر لغوی می‌تواند به چیزی «ناخوشایند»، «زشت»، یا «موجب نفرت» اشاره داشته باشد. در برخی متون به فرد یا رفتار ناپسند و آزاردهنده نیز اطلاق می‌شود. چون کاربردش محدود است، معنی دقیق آن به زمینه استفاده بستگی دارد.

صفت (adjective)

📌 نفرت انگیز

📌 ناخالص

📌 زننده

📌 اوه

📌 تهوع آور

📌 منزجر

جمله سازی با مقرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان الطقس مقرف ًا جدًا بسبب الرطوبة العالية والروائح غير المريحة في الشارع.

هوا به دلیل رطوبت بالا و بوهای نامطبوع در خیابان بسیار نامطبوع بود.

💡 وصف الطالب الطعام بأنه مقرف لأنه كان باردًا وذا طعم سيئ للغاية.

دانشجو غذا را چندش‌آور توصیف کرد، چون سرد بود و طعم بسیار بدی داشت.

💡 وجد المسافر الغرفة مقرف ة بعد أن تركها البعض في حالة فوضى شديدة.

مسافر پس از اینکه چند نفر اتاق را به شدت بهم ریخته و نامرتب رها کرده بودند، آن را چندش‌آور یافت.

💡 رجل مقرف جدًّا لا تعرف أين وجدته.

یه مرد خیلی چندش‌آور، نمی‌دونی کجا پیداش کردی.

💡 لا، الواجب هو رفض عمل أي شئ مقرف بطريقة لا تتصور...

نه، وظیفه این است که از انجام هر کار منزجرکننده‌ای به شکلی غیرقابل تصور خودداری کنیم...

💡 هناك جانب واحد مقرف حقا على ذلك.

یک جنبه واقعاً منزجرکننده در آن وجود دارد.

کلمات مرتبط