معبر

🌐 عبور

به معنی «گذرگاه، راه عبور، محل عبور» است. این واژه هم در معنای واقعی، برای جایی که انسان یا وسیله از آن عبور می‌کند، به کار می‌رود و هم گاهی در معنای مجازی، مانند «وسیله عبور از یک مرحله به مرحله دیگر». در زبان فارسی نیز کاربرد دارد.

اسم (noun)

📌 عبور

📌 گذرگاه

📌 راهرو

صفت (adjective)

📌 بیان شده

📌 بیانگر

📌 قابل توجه

جمله سازی با معبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يربط معبر صغيرٌ بين القريتين، ويستخدمه السكانُ يوميًا للوصولِ إلى الأسواقِ المحلية.

یک گذرگاه کوچک دو روستا را به هم متصل می‌کند و ساکنان روزانه از آن برای دسترسی به بازارهای محلی استفاده می‌کنند.

💡 أُغلق معبر النهرِ مؤقتًا بعد ارتفاعِ منسوبِ المياهِ بشكلٍ خطير.

گذرگاه رودخانه پس از بالا آمدن خطرناک سطح آب، موقتاً بسته شد.

💡 في م 75، على حافة جدا من امبراطوريتهم، و الفيالق الرومانية بنيت القلعة الرومانية في كارليون للدفاع عن معبر نهر.

در سال ۷۵ میلادی، در حاشیه امپراتوری خود، لژیون‌های رومی قلعه رومی کاریلون را برای دفاع از گذرگاه رودخانه ساختند.

💡 أثناء الخطاب، استخدم الإيماءات بشكل معبر مشددًا على حماسه للقضية.

در طول سخنرانی، او از حرکات و اشارات بیانگر استفاده کرد و بر اشتیاق خود برای این هدف تأکید ورزید.

💡 انتظر المسافرون عند معبر الحدودِ ساعاتٍ طويلةً بسببِ إجراءاتِ التفتيشِ المشددة.

مسافران به دلیل رویه‌های سختگیرانه بازرسی، ساعت‌های طولانی در گذرگاه مرزی منتظر ماندند.

💡 نبهني صوت صافرة مفاجئ للبقاء يقظًا بالقرب من معبر القطار.

یک سوت ناگهانی به من هشدار داد که در نزدیکی گذرگاه قطار هوشیار باشم.

کلمات مرتبط