مضم
🌐 محصور شده
این واژه به این صورت در عربی خیلی رایج نیست و احتمال دارد از ریشه «ضم» باشد؛ در این صورت میتواند به معنای «ضمّشده، پیوسته، جمعکرده» یا بهطور کلی مرتبط با «جمع و دربرگرفتن» باشد.
جمله سازی با مضم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان الباب مضمًّا بإحكام حتى لا يدخل الهواء البارد.
در محکم بسته شده بود تا هوای سرد وارد نشود.
💡 بقيت الشفتان مضمّتين من شدة البرد في الصباح.
لبها به دلیل سرمای شدید صبح، همچنان جمع شده بودند.
💡 سأل الطبيب المريض أن يظل فمه مضمًّا بعد تنظيف الأسنان.
پزشک از بیمار خواست که پس از مسواک زدن، دهانش را بسته نگه دارد.