مضبطة
🌐 رکورد
به معنای صورتجلسه، گزارش مکتوب، یا سندی که مطالبی در آن ثبت و ضبط شده باشد. این واژه در زبان اداری و حقوقی برای نوشتهای رسمی که وقایع یا تصمیمها را ثبت میکند به کار میرود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 رونوشت
📌 صورتجلسه و چاپ
جمله سازی با مضبطة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سُلِّمت مضبطة المحضر إلى اللجنة المختصة للمراجعة.
صورتجلسه برای بررسی به کمیته مربوطه تحویل داده شد.
💡 احتفظت الإدارة بـ مضبطة رسمية توضح جميع القرارات.
دولت یک گزارش رسمی از تمام تصمیمات را ثبت میکرد.
💡 وقّع القاضي على مضبطة الاجتماع بعد انتهاء الجلسة.
قاضی پس از پایان جلسه، صورتجلسه را امضا کرد.