مسلح

🌐 مسلح

«مسلح» به معنای «مسلّح، دارای سلاح، مجهز به اسلحه» است. این واژه برای فرد، گروه یا نیروهایی به کار می‌رود که سلاح در اختیار دارند، مانند «گروه مسلح» یا «مرد مسلح». همچنین می‌تواند در معنای «آماده و مجهز» هم به کار برود.

اسم (noun)

📌 مرد مسلح

📌 تفنگ

صفت (adjective)

📌 مسلح

📌 مجهز

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 ستیزه‌جو

📌 شورشی

جمله سازی با مسلح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شوهدت سيارة مسلح تقترب من المنطقة، فطلب السكان من الشرطة التحرك بسرعة.

یک وسیله نقلیه حامل یک مرد مسلح در حال نزدیک شدن به منطقه بود، بنابراین ساکنان از پلیس خواستند که سریعاً حرکت کند.

💡 و أستطاع كاتيسبى إقناع ديجبى أن بالرغم من فشل المؤامرة، إلا أن أحتمالية وجود نضال مسلح مازال قائم.

کتسبی توانست دیگبی را متقاعد کند که با وجود شکست توطئه، احتمال مبارزه مسلحانه هنوز وجود دارد.

💡 بُنِيَ الجسر بتن مسلح ليصمد أمام الأمطار والسيول.

این پل با بتن مسلح ساخته شده تا در برابر باران و سیل مقاوم باشد.

💡 أوقف الأمن رجلًا مسلح عند المدخل بعد أن لاحظ سلاحًا مخفيًا تحت معطفه.

ماموران امنیتی پس از مشاهده سلاحی که زیر کت یک مرد مسلح پنهان شده بود، او را در ورودی متوقف کردند.

💡 دخل اللص مسلح إلى المتجر، لكن الحارس تمكن من السيطرة عليه قبل الهروب.

سارق مسلح وارد فروشگاه شد، اما نگهبان قبل از اینکه بتواند فرار کند، او را دستگیر کرد.

💡 لقد تعرض هذا البلد لحصار وعقوبات كما عانى أيضًا من عدوان مسلح مباشر إبان رئاسة ريغان.

این کشور در معرض محاصره و تحریم قرار گرفته و همچنین در دوران ریاست جمهوری ریگان مورد تجاوز مسلحانه مستقیم قرار گرفته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران