مسفوحا
🌐 ریخته شده
«مسفوحًا» شکل منصوبِ «مسفوح» است و از ریشه «سفح» به معنای «ریختهشده» میآید. این واژه در ترکیبهایی مانند «دم مسفوح» به معنای «خونِ ریختهشده» و گاه «خونِ جاری» استفاده میشود. در متون دینی، غالباً به چیزی اشاره دارد که بهطور آشکار و از روی جریان یا ریزش بیرون آمده است.
جمله سازی با مسفوحا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وصف الشاعر المشهد وكأن الضوء كان مسفوحا على الجدار مثل خيطٍ رفيع.
شاعر صحنه را طوری توصیف کرد که انگار نور مانند نخی نازک بر دیوار پاشیده شده است.
💡 ذكر التقرير أن الماء كان مسفوحا من الخزان بسبب كسر في الأنبوب.
در این گزارش آمده بود که به دلیل شکستگی لوله، آب از مخزن نشت میکند.
💡 رأيتُ الدم مسفوحا على الأرض بعد الحادث، فطلبت الإسعاف فورًا.
بعد از تصادف دیدم که خون روی زمین ریخته است، بنابراین فوراً با آمبولانس تماس گرفتم.