مستص
🌐 موستاد
این واژه بهصورت مستقل در عربیِ رایج خیلی روشن و کامل نیست و احتمالاً بخش یا صورت ناتمامِ یک واژه است. اگر منظور «مستشفى» یا واژهای نزدیک به آن باشد، معنای آن معمولاً به محل درمان، پذیرش یا درمانگاه برمیگردد؛ اما خودِ «مستص» به تنهایی معنای دقیق و رایجِ مستقل ندارد.
جمله سازی با مستص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وصفه الكاتب بأنه مستص في حركته، لا يثبت في مكان طويلًا.
نویسنده او را فردی بیقرار توصیف کرده که نمیتواند مدت زیادی در یک جا بماند.
💡 بدا الخيط مستص من بين أصابعه حين حاول إصلاح الشباك الممزق.
انگار نخ از بین انگشتانش بیرون میلغزید، انگار داشت سعی میکرد پنجرهی پاره شده را تعمیر کند.
💡 كان السهم مستص في الهواء قبل أن يسقط بسرعة قرب الأرض.
تیر قبل از اینکه به سرعت نزدیک زمین بیفتد، در هوا معلق ماند.