مسامعه
🌐 گوشهایش
«مسامعه» به معنی شنواندن، رساندن سخن به گوش دیگری، یا گفتوگوی شفاهی است. در بعضی کاربردهای ادبی و علمی، این واژه به عملِ شنیدن و شنواندن، یا تبادل شنیداری اشاره دارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 او شنید
جمله سازی با مسامعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بقيت مسامعه صافية رغم الضوضاء العالية في الشارع.
با وجود سر و صدای زیاد خیابان، شنوایی او همچنان واضح بود.
💡 كنت دائما ما أردد عىل مسامعه انا لست المنشودة
من همیشه به او میگفتم که من آن کسی نیستم که او دنبالش میگردد.
💡 اقترب الطبيب من مسامعه ليفحص سمعه بدقة.
دکتر به گوشهایش نزدیکتر شد تا شنواییاش را با دقت معاینه کند.
💡 وصل صوت الأذان إلى مسامعه فشعر بالسكينة والطمأنينة.
صدای اذان به گوشش رسید و احساس آرامش و سکون کرد.