مرسومة

🌐 کشیده شده

«مرسومة» صورت مؤنثِ «مرسوم» یا اسم مفعول از ریشهٔ «رسم» است و معنی «رسم‌شده، ترسیم‌شده، یا از پیش تعیین‌شده» می‌دهد. این واژه در متون هنری، اداری و ادبی به‌کار می‌رود و ممکن است دربارهٔ تصویر، نقشه، یا حتی سرنوشتِ «از پیش رقم‌خورده» هم به‌صورت استعاری استفاده شود. در ترجمهٔ دقیق، معنای «نقاشی / ترسیم‌شده» یا «مقرر و تعیین‌شده» بسته به جمله مناسب است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نقاشی شده

📌 نقاشی

📌 ترسیم شده

📌 نقشه برداری شده

جمله سازی با مرسومة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانتِ الخريطةُ مرسومة ً بعنايةٍ كبيرةٍ على الجدارِ لتسهيلِ الشرحِ للطلابِ.

نقشه با دقت بسیار روی دیوار ترسیم شده بود تا توضیح آن برای دانش آموزان آسان باشد.

💡 تري المدينة من أعلى الجبل مختلفة تمامًا، وكأنها لوحة كبيرة مرسومة بعناية.

این شهر از بالای کوه کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد، مانند یک تصویر بزرگ که با دقت رنگ‌آمیزی شده باشد.

💡 بدتِ الابتسامةُ مرسومة ً على وجهِ الطفلِ بعدَ أنْ حصلَ على هديتِه الجديدةِ.

بعد از اینکه کودک هدیه جدیدش را گرفت، لبخندی بر لبانش نقش بست.

💡 من مطل القرية، تبدو البيوت الصغيرة كأنها مرسومة فوق السفح بحنان.

از چشم‌انداز روستا، خانه‌های کوچک به شکلی ملایم روی شیب کشیده شده‌اند.

💡 ظهرتْ الحدودُ مرسومة ً على الورقِ بشكلٍ واضحٍ قبلَ البدءِ في البناءِ.

به نظر می‌رسید که مرزها قبل از شروع ساخت و ساز، به وضوح روی کاغذ ترسیم شده بودند.

💡 تم إعطاء الطلاب شبكة مرسومة على الخريطة لتمثيل الخصائص الجغرافية.

به دانش‌آموزان شبکه‌ای داده شد که روی نقشه کشیده شده بود تا ویژگی‌های جغرافیایی را نشان دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران