مرساة
🌐 لنگر
اسم (noun)
📌 لنگر
📌 کیلاک
جمله سازی با مرساة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بقيتِ مرساة عالقةً في قاعِ البحرِ حتى جاءَ الغواصونَ لاستخراجِها.
لنگر در کف دریا گیر کرد تا اینکه غواصان برای بیرون آوردن آن آمدند.
💡 ألقى البحّارُ مرساة السفينةِ في الخليجِ قبلَ هبوبِ العاصفةِ بقليلٍ.
ملوان کمی قبل از شروع طوفان، لنگر کشتی را به خلیج انداخت.
💡 ولكن الآن لدي اجتماعات مرساة زوجين لرحلة ثم أنا مجرد ملء بقية مع بدجر كما أذهب
اما الان برای یه سفر چند تا جلسهی خبری دارم و بعدش بقیهاش رو با بجر پر میکنم.
💡 استخدمَ القبطانُ مرساة ثقيلةً لتثبيتِ القاربِ قربَ الشاطئِ الصخريِّ.
کاپیتان با استفاده از یک لنگر سنگین، قایق را در نزدیکی ساحل سنگی محکم کرد.
💡 لاحظوا أن مرساة الجانب الأيمن كانت متشابكة وتحتاج إلى اهتمام.
توجه داشته باشید که لنگر سمت راست گره خورده بود و نیاز به رسیدگی داشت.
💡 كانت مشاعرها بلا انتماء، تنتقل من الفرح إلى الحزن دون مرساة حقيقية.
احساساتش سرگردان بودند، از شادی به غم تغییر میکردند، بدون اینکه تکیهگاه واقعی داشته باشند.