مرزيبان

🌐 مارزیپان

این واژه در فارسیِ برآمده از عربی، به معنی «نگهبان مرز، پاسبان سرحد، یا کسی که از مرز و حدود کشور مراقبت می‌کند» به‌کار می‌رود. واژه از نظر ساخت، به کسی اشاره دارد که مسئول حفظ و حراست از مرزهاست و در متون تاریخی و ادبی، گاهی برای مقام نظامی یا اداریِ نگهبان مرز استفاده شده است. در کاربرد امروزی هم معنای کلی آن همان مرزدار یا مرزبانی است.

اسم (noun)

📌 مارزیپان

جمله سازی با مرزيبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عُيّنَ مرزيبان جديدٌ في المنطقةِ الحدوديةِ بعدَ ازديادِ محاولاتِ التسللِ غيرِ القانونيةِ.

در پی افزایش تلاش‌های غیرقانونی برای نفوذ، مرزبان جدیدی در منطقه مرزی منصوب شد.

💡 وقفَ مرزيبان عندَ بوابةِ المدينةِ يراقبُ حركةَ الداخلينَ والخارجينَ طوالَ الليلِ.

مارزیپان در دروازه شهر ایستاده بود و تمام شب رفت و آمد کسانی را که وارد و خارج می‌شدند، تماشا می‌کرد.

💡 يعملُ مرزيبان بجدٍّ كبيرٍ رغمَ البردِ الشديدِ والرياحِ التي تضربُ الجبلَ في الشتاءِ.

با وجود سرمای شدید و بادهایی که در زمستان به کوه می‌وزند، مارزیپان بسیار سخت عمل می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران