ارتحل

🌐 او رفت.

یعنی «کوچ کرد، سفر کرد، بار سفر بست و رفت». این واژه نزدیک به «ارتحال» است و بیشتر بر رفتن از مکانی به مکان دیگر دلالت دارد، به‌ویژه در قالب حرکت و جابه‌جاییِ همراه با قصد سفر.

فعل (verb)

📌 عزیمت

📌 سفر

📌 راه افتاد

📌 ترک

📌 مهاجرت کردن

📌 قدم زدن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پیاده روی کرد

📌 او سفر کرد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران