مخمور
🌐 مست
صفت (adjective)
📌 مست
جمله سازی با مخمور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حين تواجه مصاعب أو تضربك إمرأة ما وأنت مخمور بذلك الخمر الجيد
وقتی با مشکلاتی روبرو میشی یا یه زن تو رو میزنه در حالی که مستی از اون شراب خوب
💡 هو زعم بأنه كان مخمور جدا ليتذكر.
او ادعا کرد که آنقدر مست بوده که چیزی را به خاطر نمیآورد.
💡 األصدقاء الحقيقيون هم من ال يقشطون قلقك بأظافرهم الطيبة بل يدفعونك وأنت مخمور الى قلب بحيرة لتغرق أو لتعوم الى الضفة الثانية
دوستان واقعی کسانی هستند که نگرانیهایت را با ناخنهای مهربانشان پاک نمیکنند، بلکه تو را مست، به دل دریاچه هل میدهند تا غرق شوی یا به ساحل دیگر شنا کنی.
💡 حذرت الشرطة من قيادة أي شخص مخمور لأن ذلك يهدد حياة الآخرين.
پلیس نسبت به رانندگی در حالت مستی هشدار داده است، زیرا جان دیگران را به خطر میاندازد.
💡 كان الرجل مخمور ًا، لذلك لم يستطع السير بشكل مستقيم.
مرد مست بود، بنابراین نمیتوانست صاف راه برود.
💡 يسبب التصرف من شخص مخمور مشكلات خطيرة له وللآخرين.
رفتار فرد مست مشکلات جدی برای او و دیگران ایجاد می کند.