مخفف
🌐 رقیق شده
صفت (adjective)
📌 رقیق شده
📌 رقیق کردن
📌 کاهش دهنده
📌 رقیق کننده
📌 ضعیف شده
📌 سبکتر
📌 ملایم
جمله سازی با مخفف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أكمامها و الجانب الأيمن من الجينز الذي ترتديه مشبعة في محلول مخفف من حمض خليك.
آستینها و سمت راست شلوار جینی که پوشیده با محلول رقیقشدهی اسید استیک اشباع شده است.
💡 وضع العامل منظفًا مخفف ا على السطح قبل بدء التنظيف.
کارگر قبل از شروع به تمیز کردن، یک پاککننده رقیقشده را روی سطح اعمال کرد.
💡 استخدم الطباخ صلصة مخفف ة لتناسب ذوق الأطفال.
آشپز از سس رقیق شده استفاده کرد تا با ذائقه بچه ها سازگار باشد.
💡 يشطف بعض المزارعين البذور في محلول مُبيض مخفف جدًا بدلًا من ذلك.
برخی از کشاورزان به جای آن، دانهها را در محلول سفیدکننده بسیار رقیقشده میشویند.
💡 تم اعتبار عدم وجود سوابق مخالفة كظرف مخفف من قبل الفريق القانوني.
فقدان محکومیتهای قبلی توسط تیم حقوقی به عنوان یک عامل تخفیفدهنده در نظر گرفته شد.
💡 وصف الطبيب دواء مخفف ا للألم بعد العملية الجراحية.
پزشک پس از عمل جراحی، داروهای مسکن تجویز کرد.