مخطوبة
🌐 نامزد شده
صفت (adjective)
📌 درگیر
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نامزد شده
📌 نامزد
جمله سازی با مخطوبة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أصبحت أختي مخطوبة في عطلة نهاية الأسبوع الماضي في حديقة جميلة.
خواهرم آخر هفته گذشته در یک پارک زیبا نامزد کرد.
💡 كانت مخطوبة سعيدة عندما زارها أهل العريس لتحديد موعد العقد.
او در کمال خوشحالی نامزد کرده بود که خانواده داماد برای تعیین تاریخ عقد به دیدنش آمدند.
💡 كانت مخطوبة العديد من النساء الشابات أو تزوج في سن ثمانية أو عشرة.
بسیاری از زنان جوان در سن هشت یا ده سالگی نامزد یا ازدواج میکردند.
💡 سألها عما إذا كانت مخطوبة ألحدهم لترد عليه بالنفي.
از او پرسید که آیا با هیچکدام از آنها نامزد است یا نه، و او پاسخ منفی داد.
💡 حضرت مخطوبة أخي الحفل العائلي بابتسامة وهدوء.
نامزد برادرم با لبخند و آرامش در مهمانی خانوادگی شرکت کرد.