محو
🌐 پاک کردن
اسم (noun)
📌 پاک کردن
📌 حذف
📌 لغو
📌 ریشهکنی
📌 محو شدن
جمله سازی با محو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاولَ الطالبُ محو الخطأِ من الدفترِ قبلَ تسليمِ الواجبِ.
دانشآموز قبل از تحویل تکلیف سعی کرد اشتباه را از دفترچه یادداشت پاک کند.
💡 لا يستطيعُ الزمنُ محو الذكرياتِ الجميلةِ بسهولةٍ من القلبِ.
زمان به راحتی نمیتواند خاطرات زیبا را از قلب پاک کند.
💡 الجامعات الآن تضم محو الأمية المعلوماتية كجزء من مناهجها الدراسية.
دانشگاهها اکنون سواد اطلاعاتی را به عنوان بخشی از برنامه درسی خود گنجاندهاند.
💡 طلبت من الجميع محو جميع الغش المختبئ عن انظارها فورا ً
او از همه خواست که فوراً تمام تقلبهایی را که از دید او پنهان مانده بود، پاک کنند.
💡 تعملُ الشركةُ على محو آثارِ الحادثِ وإصلاحِ الأضرارِ في أسرعِ وقتٍ.
این شرکت در تلاش است تا اثرات حادثه را از بین ببرد و خسارات را در اسرع وقت ترمیم کند.
💡 إصلاحاتنا التعليمية في الاتجاه الصحيح لتحسين معدلات محو الأمية على الصعيد الوطني.
اصلاحات آموزشی ما در مسیر درستی برای بهبود نرخ سوادآموزی در سراسر کشور قرار دارد.