محطمة

🌐 خرد شده

این واژه مؤنثِ محطم است و به معنی «شکسته»، «ویران‌شده» یا «خردشده» برای اسم‌های مؤنث به کار می‌رود. مثلاً ممکن است دربارهٔ یک شیشه، ماشین، یا هر چیز مؤنث‌الفاظی بگویند محطمة. همچنین می‌تواند در کاربرد استعاری به «دل‌شکسته» یا «ازهم‌پاشیده» اشاره کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شکسته

📌 متلاشی شده

📌 ویران شده

📌 خراب شده

📌 خرد شده

جمله سازی با محطمة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬تحاكيني الجدران وترسم لي ألاحالم الوردية‬ ‫كأنها مزهريات محطمة وتخبرني النجوم أن ال أمل لي‪

دیوارها با من حرف می‌زنند، رویاهای گلگون را مانند گلدان‌های شکسته نقاشی می‌کنند، و ستاره‌ها به من می‌گویند که دیگر امیدی برایم نیست.

💡 كانت النافذة محطمة بسبب العاصفة القوية التي مرت ليلًا.

پنجره بر اثر طوفان شدیدی که شب هنگام از آنجا گذشت، شکسته بود.

💡 وجدت السيارة محطمة على جانب الطريق بعد الحادث مباشرة.

بلافاصله پس از تصادف، خودرو در حالی که به شدت آسیب دیده بود، در کنار جاده پیدا شد.

💡 شعرت أحلامها وكأنها محطمة عندما علمت أنها لم تحصل على الوظيفة.

وقتی فهمید که شغل را به دست نیاورده، رویاهایش نقش بر آب شد.

💡 ارتجف صوته أثناء الكلام، مما أظهر أنه محطمة من الخبر.

صدایش موقع حرف زدن می‌لرزید و نشان می‌داد که از شنیدن این خبر خیلی ناراحت شده است.

💡 ظهرت الطاولة محطمة بعد أن سقط عليها جسم ثقيل من الأعلى.

میز پس از سقوط یک جسم سنگین از بالا، خرد شده به نظر می‌رسید.

کلمات مرتبط