محسورا
🌐 پشیمان
«محسورًا» بهمعنای خسته، فرسوده، درمانده و از پاافتاده است. این واژه از ریشه «حسر» میآید و معمولاً برای کسی بهکار میرود که بر اثر راهرفتن، کارکردن یا تلاش زیاد، توانش کم شده و به حد ناتوانی رسیده است.
جمله سازی با محسورا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خرج الرجل من الحفل محسورا بعد أن نسيَ محفظته في السيارة ولم يستطع دفع الأجرة.
مرد پس از اینکه کیف پولش را در ماشین جا گذاشت و نتوانست کرایه را بپردازد، ناامید مهمانی را ترک کرد.
💡 عاد الطفل إلى البيت محسورا لأنه فقد لعبته المفضلة في الحديقة.
کودک ناامید به خانه برگشت زیرا اسباببازی مورد علاقهاش را در پارک گم کرده بود.
💡 وقف المسافر محسورا عند بوابة المطار بعدما أُغلقت الرحلة في وجهه قبل دقائق.
مسافر پس از اینکه پروازش چند دقیقه قبل بسته شده بود، با ناراحتی در گیت فرودگاه ایستاده بود.